|
حالا که هرکی هر کی شده...همه چی جاهاش عوض شده حالا که میشه هر کاریو که دلمون خواست انجام بدی چرا من اینکارو نکنم؟ بهش گفتم:دیگه ازرفتن کسی ناراحت نمی شم دیگه چشم براه دیدن کسی نمیمونم بازم با حرص گفتم: میخوام منم مثل بعضی ها بشم عشقو مسخره کنم!بگم دوست داشتن یعنی چی؟ میخوام عقلمو بذارم بچشمام یا هر کی قبول کنه میخوام دلمو از سنگ بکنم نگران نشه میخوام چشمام بشه شیشه ای گفتم دیگه حتی۱ شعر هم نمیگم حتی۱ برا ی تو که خیلی عزیزی به دلم گفتم میخوام هیچکسو راه ندم به داخل خونه تو دلم که عصبانی شده بودوهی بیقراری میکردو عصبانیتش هی بیشتر میشد....من بازم گفتمو گفتم...بعد رفتم که یک لیوان آب بخورم نگاهم افتاد به قفس یک جفت مرغ عشق کنار پنجره..یهو شوکه شدم باورم نمیشد...وای خدای من.... زدم زیر گریه..حالا گریه نکن کی گریه کن... دلم دوسه تا ضربه شدید زد به قفسه سینه ام ولی سعی کن هیچوقت الکی شعار ندی..زندگی اگه سختی نداشته باشه ...که معنی خوشی رو نمیفهمیدیم..از حرفهایی که چند لحظه قبل گفته بودم پشیمون شدم یا علی
یه روز بیحوصله که نگاهم به آسمون بود..داشتم فکر میکردم.... یه احساس خاصی داشتم..دستمو گذاشتم روی قلبم.... آروم ازش پرسیدم:چطوری؟چیه؟چند وقتیه با من سرسنگینی؟ کمی عصبانی شدو گفت:تو باعث شدی هر بی سروپایی منو بشکنه: دیدم راست میگه ..تازه منم خیلی وقت صرف کرده بودم تا تکه هاشو جمع کنم و بهم بچسبونم..... تازگی یه کم بهتر شده بود ولی هنوز زخمی بود.. هنوزم چندتا غم توش جا خوش کرده بودند.... خالا قلبم کمی آرومتر می زد..خیلی وقت بود منو دل هیجان زده نبودیم.. یهو یاد احساسم افتادم! اون هنوز زنده بود...هنوز گاهی منو قلقلک میداد که دست به قلم بشم..... یاد احساسم که افتادم...چشمام پراز اشک شدند...فکر میکنم اشکهام تازه باهام آشتی کرده بودند چون احساس خوبی پیدا کرده بودم... دیگه بعداز مدتها غرور شکسته ام کمی ترمیم شده بود.... گریه کردم و از قلبم و احساسم و چشمام که همیشه یه حسرت یه انتظار توش بود عذر خواستم..و بهشون قول دادم دیگه هیچوقت هیچوقت ارزون نفروشمشون........ یا علی بی تو میشه زنده بود زندگی نمیشه کرد بی وجود تو آخه عاشقی نمیشه کرد
بی تو زندکی نمیخوام با تو اشکای منم رفت بی تو سوی این چشمام دنبالت تا ته شب رفت
بعد تو دل به کی بندم اونکه حرف منو بفهمه؟ مثل تو ..تو رگ و روحم معنی عشقو بفهمه؟
نمیگم وقتی نباشی زندگیم بویی نداره اما وقتی تو نباشی بوی دلتنگی میباره
با تو میشه ابری بود بارید رو گلهای بهار بی تو مثل تشنه ای پاهام بدنبال سراب
با تو مثل یک ستاره توی آسمون یک رنگ بی تو اما خرد و خسته روی خاک با یک دل تنگ
با تو مثل یک بهارم پر گلهای اقاقی بی تو اما یک خزونم چی ازم میمونه باقی؟
با تو مثل دریا پاکم پاکم و زلالو آروم بی تو مثل یک قناتم تو زمین خشک شده آروم یا علی
بیا تا یکبار برای دل خود پلی از جنس رویا بسازیم بیا بوقت دلتنگیهامان یک سبد گل رازقی بچینیم بیا مثل یه کویر باشیم به امید باران بمانیم.... در اوج بی همزبانی با دل تنها بسازیم.....
بیا حرف دل را بفهمیم دل را به محبت سپاریم اگر آسمان دلتنگی دارد بیا جای او ما هم بگرییم
بیا زبان آینه هارا برای دل خود بگوییم میان نور شمع اتاقی شبی هم خدا را بجوییم
بیا مثل شقایق و رازقی عاشقانه و ساده باشیم برای فهمیدن عشق پلی به دل زده باشیم
بیا از دل خود بپرسیم دل غریبان ساده چه رنگیست و قبول کنیم که آسمان دل همیشه گرمو آفتابیست |
|

