|
توی ذهنم توی خاطراتم .خندیدو دوید". نسیمی موهایش را ببازی گرفت: یک لحظه کودکیم را دیدم ای کاش همیشه کودک بودم و زمان آنجا میماند. ای کاش بازهم با عروسکم دردودل میکردم و حرف هم را میفهمیدیم.. و خدا را با نگاه پرسشگرم مشتاق بودم... ای کاش با عروسکم قهر نمیکردم و بازهم حرفش را می فهمیدم... کاش همچنان باغچه کوچک خانه مان باغ بزرگی بود که با عروسکم در آن گردش میکردم".. ای کاش بوی چای مادر بزرگ هنوز هم در شامه ام پر میشد. ای کاش هنوز هم برای قهر مهتاب و سپیده گریه میکردم.. کاش باز هم نسیم می آمد و حرفهای بهار را دوباره برایم می گفت.......کاش یا علی دوست ندارم کسی از من آزرده شودو یا کسی را بیازارم دوست ندارم دلی را بشکنم یا دلی را بلرزانم دوست ندارم دلی را بسوزانم نمیخواهم دلی از من رنجیده شود زیرا میترسم در آن جای تو باشد
باز بر سر سجاده عشق شامه ام پر از عطر یاس و به کناری دسته ای از گل شقایق و نگاهم هراسان در پی موج دعا و خیره در پس پرده ای غبار زمزمه های دلم پر میکشند و بر دل سجاده جلد میشوند کفتران دعا خاموش و بیصدا خیره به من مینگرند و من قطره های اشکم هدیه ای بر نفس شقایق و بوی یاس اشک شوق و غم با همند و میفشانم دانه های اشک
مردان اسرار دیگران را حفظ میکنند و زنان اسرار خود را و ماداگاسکاری هم میگه مانند ابر بالا نرو تا مانند مه ناپدید نگردی
هیاهو
توی این دنیای شلوغ...توی این هیاهو... حس میکنم مثل یه پر کاه به دست سرنوشت.. اینور انور میرم....فکر میکنم امروز با دوره پدرومادری ما فرق کرده.. اونروزا هر چند سال یه بار یه تغییراتی پیدا میشد از هر لحاظ که فکرشو بکنی.... ولی امروز لحظه به لحظه و بسرعت داره متحول میشه واله بقول مامانم هیچی سر جای خودش نیست.. زمونه زیرو رو شده.. قدیما بندرت میذاشتن دلی بشکنه..اگر هم میشکست حداقل چهار نفر به فکرش بودن... ولی امروزه دل باید بشکنه!!تازه اگه شکایت هم بکنی میگن ..باید ساخته پرداخته بشی.. میگن..باید بتونی تو این دوره گلیمتو از آب بگیری!! واله اینم حرفیه ها... فقط باید دلمون بشکنه. تا گلیممونو از آب بگیریم.. پس اگه بخوایم فرش ابریشم از آب بگیریم حتما" باید بجز دلمون ...سرمون..دستمون..یا گردنمون بشکنه تا یه فرش خوشگل از آب بگیریم ..
یا علی |
|

